تبلیغات
دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور شیراز - ISO9000
دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور شیراز

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ISO9000

مقدمه:

‌ ‌در سالهای‌ اخیر تعداد شركتهایی‌ كه‌ موفق‌ به‌ دریافت‌ گواهی‌نامه‌ 9000ISO شده‌اند افزایش‌ قابل‌ توجهی‌ داشته‌ و هرروز به‌ تعداد شركتهای‌ دارای‌ این‌ گواهی‌نامه‌ اضافه‌ می‌شود. خوشبختانه‌ حمایتهای‌ دولت‌ انگیزه‌ خوبی‌ برای‌ پیاده‌سازی‌ این‌ استاندارد در سطح‌ موسسه‌ها به‌وجود آورده‌ كه‌ می‌توان‌ به‌ تسهیلات‌ جهت‌ صادرات‌ اینگونه‌ محصولات‌ و هم‌چنین‌ اینكه‌ احتمالاً‌ در سال‌ جاری‌ تنها شركتهایی‌ مجاز به‌ شركت‌ در نمایشگاه‌ بین‌المللی‌ تهران‌ هستند كه‌ دارای‌ استاندارد ملی‌ و یا 9000ISO باشند اشاره‌ كرد.

‌ ‌هرچند كه‌ استاندارد 9000ISO بسیار كلی‌ و عام‌ بوده‌ و كمترین‌ نیازهای‌ یك‌ سیستم‌ تضمین‌ كیفیت‌ را در نظر می‌گیرد و نسبت‌ به‌ سایر استانداردهای‌ تضمین‌ كیفیت‌ مانندEAQA و یا VDA ویا 9000QS كه‌ تخصصی‌تر هستند در سطح‌ پایین‌تری‌ قرار می‌گیرد ولی‌ به‌جهت‌ جهانی‌بودن‌اخذ این‌گواهینامه‌به‌وسیله‌ شركتهای‌ داخلی‌گام‌بزرگی‌به‌پیش‌محسوب‌ می‌شود.

‌ ‌در این‌ مقاله‌ به‌ بررسی‌ اثرات‌ اجرای‌ این‌ نظام‌ بر روی‌ 35 شركت‌ تولیدی‌ دارای‌ این‌ گواهینامه‌ و بعضی‌ از دلایل‌ موفق‌ نبودن‌ اجرای‌ آن‌ در بعضی‌ از واحدها می‌پردازم.

نوع‌ فعالیت‌ شركتهایی‌ كه‌ در این‌ تحقیق‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌اند به‌شرح‌ ذیل‌ است:

لازم‌ به‌ تذكر است‌ كه‌ دو شركت‌ ریخته‌گری‌ از چهار شركت‌ در زمینه‌ تولید قطعات‌ خودرو فعالیت‌ داشتند.

ابتدا در نظر بود كه‌ در هر صنعت‌ 10 شركت‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد ولی‌ در نهایت‌ به‌ علت‌ عدم‌ همكاری‌ تعدادی‌ از واحدهایی‌ كه‌ با آنها مكاتبه‌ صورت‌ گرفته‌ بود تنها به‌ 35 شركت‌ بسنده‌ شد.

معیارهای‌ ارزیابی‌

‌ ‌معیارهایی‌ كه‌ برای‌ بررسی‌ مورد استفاده‌ قرار گرفت‌ عبارت‌ بود از مقایسه‌ قبل‌ و بعد اخذ گواهینامه‌ و روند تغییر موارد ذیل‌ بعد از اخذ گواهینامه:

O میزان‌ شكایت‌ مشتریان‌ در مورد كیفیت‌ محصول؛

O تحویل‌ به‌موقع‌ محصول، شرایط‌ تحویل‌ و بسته‌بندی؛

O مقایسه‌ درصد ضایعات‌ قبل‌ و بعد از اجرای‌ نظام؛

O بررسی‌ میزان‌ محصول‌ برگشتی‌ از سوی‌ مشتریان؛

O توقفات‌ تولید و نیاز به‌ تعمیرات‌ اضطراری‌ و برنامه‌ریزی‌ نشده؛

O تعداد مجوز ارفاقی‌ صادر شده؛

O انجام‌ صحیح‌ و به‌موقع‌ كالیبراسیون؛

O تحویل‌ به‌موقع‌ مواد اولیه‌ و ماشین‌آلات‌ و خدمات‌ از سوی‌ پیمانكاران‌ فرعی‌ و اقدامات‌ صورت‌ گرفته‌ از سوی‌ شركت؛

O گزارشهای‌ مطرح‌ شده‌ در جلسه‌ بازنگری‌ مدیریت؛

O سوابق‌ ممیزی‌ و تعداد مغایرتهای‌ مشاهده‌ شده‌ و نوع‌ آنها.


برخی‌ نتایج‌ مهم‌

‌ ‌برای‌ ارزیابی‌ میزان‌ موفقیت‌ و ارزیابی‌ آماری‌ نتایج‌ با نگرش‌ سختگیرانه‌ با این‌ استاندارد برخورد شد و نتایج‌ ذیل‌ به‌دست‌ آمد:

1 - بررسیها نشان‌دهنده‌ بالابودن‌ میزان‌ موفقیت‌ در هیچ‌ صنعت‌ خاصی‌ نبود و آزمون‌های‌ مربع‌ هم‌ نشان‌ می‌داد میزان‌ موفقیت‌ این‌ استاندارد در شركتها ارتباطی‌ با نوع‌ فعالیت‌ آنها نداشته‌ است.

۲ - موفقیت‌ این‌ استاندارد در مرحله‌ اول‌ به‌اعتقاد افراد شركت‌ به‌ سودمندی‌ آن‌ و هم‌چنین‌ حمایت‌ مدیران‌ شركت‌ از اجرای‌ این‌ استاندارد بستگی‌ دارد.

3 - علت‌ تمایل‌ شركتها به‌ اخذ گواهینامه‌ این‌ استاندارد در مرحله‌ اول‌ احساس‌ نیاز به‌ ایجاد سیستم‌ تضمین‌ كیفیت، در مرحله‌ دوم‌ درخواست‌ مشتریان‌ و فشار مدیریت‌ مافوق، و در مراحل‌ بعدی‌ رقابت‌ با سایر همكاران، ایجاد تحرك‌ در شركت‌ و شروع‌ یك‌ كار جدید معرفی‌ شد

4 - آزمونهای‌ آماری‌ بستگی‌ داشتن‌ میزان‌ موفقیت‌ این‌ نظام‌ در شركتها را باانگیزه‌ آنها در اخذ این‌ گواهینامه‌ اثبات‌ می‌كند.

5 - 32 شركت‌ از 35 شركت‌ مورد بررسی‌ از مشاور استفاده‌ كرده‌اند و آزمونهای‌ آماری‌ ثابت‌ می‌كند میزان‌ موفقیت‌ در شركتهایی‌ كه‌ مشاور تنها نقش‌ مشاور را داشته‌ و نوشتن‌ روشهای‌ اجرایی‌ با پرسنل‌ شركت‌ بوده، بیشتر از شركتهایی‌ بوده‌ كه‌ نوشتن‌ روشهای‌ اجرایی‌ با مشاور بوده‌ است؛ به‌علاوه‌ شركتهایی‌ كه‌ از مشاور استفاده‌ كرده‌اند زودتر موفق‌ به‌ اخذ گواهینامه‌ شده‌اند.

6 - در 19 شركت‌ از 35 شركت‌ تا قبل‌ از اجرای‌ نظام‌ روشهای‌ انجام‌ فعالیت‌ هیچ‌ روش‌ اجرایی‌ و یا دستورالعملی‌ به‌صورت‌ مكتوب‌ و یا نظام‌ یك‌پارچه‌ وجود نداشته‌ و حدود پنج‌ شركت‌ كه‌ اجرای‌ استاندارد در آنها موفقیت‌آمیز بود جزء شركتهایی‌ بودند كه‌ در آنها مدارك‌ سیستمی‌ قبل‌ از اجرای‌ نظام‌ موجود نبود. توزیع‌ وجود این‌ نوع‌ مستندات‌ قبل‌ از اقدام‌ به‌ پیاده‌سازی‌ نظام‌ به‌قرار جدول‌ ذیل‌ بوده‌ است. لازم‌ به‌ تذكر است‌ از آنجا كه‌ اكثر سازندگان‌ قطعات‌ خودرو برای‌ فروش‌ قطعات‌ به‌ كارخانه‌های‌ خودروسازی‌ ملزم‌ به‌ اجرای‌ یك‌ حداقل‌ سیستم‌ برای‌ رتبه‌بندی‌ بوده‌اند لذا قبل‌ از اخذ گواهینامه‌ از نظر داشتن‌ سیستم‌ وضع‌ بهتری‌ نسبت‌ به‌ سایر شركتها به‌جز شركتهای‌ صنایع‌ شیمیایی‌ داشته‌اند. از نكته‌ مهم‌ دیگر اجرای‌ سیستمهای‌ كنترل‌ وSPC است‌ كه‌ متاسفانه‌ تا قبل‌ از اجرای‌ سیستم‌ به‌جز صنایع‌ غذایی‌ و بهداشتی‌ در سایر صنایع‌ به‌صورت‌ درست‌ و دقیق‌ اجرا نمی‌شده‌ و به‌ اعتراف‌ مسئولان‌ بیشتر حالت‌ نمایشی‌ داشته‌ است.

نقش‌ اطلاع‌ رسانی‌ و عمل‌ كردن‌ این‌ استاندارد به‌ عنوان‌ محرك‌ برای‌ ایجاد سیستم‌ MIS در سازمان‌ بسیار مثبت‌ بود بطوری‌ كه‌ در قبل‌ از اجرای‌ نظام‌ در تنها 8 شركت‌ تولیدی‌ اطلاعات‌ لازم‌ در اختیار مدیر قرار می‌گرفت‌ و در واقع‌ اكثر تصمیم‌گیران‌ از عملكرد سازمان‌ خود اطلاع‌ دقیق‌ نداشته‌ و برای‌ تصمیم‌گیری‌ به‌ داده‌ها و پردازش‌ ذهنی‌ آنها متكی‌ بودند واز نظر تمام‌ مدیران‌ حتی‌ آنهایی‌ كه‌ اعتقادی‌ به‌ این‌ استاندارد نداشتند این‌ دستاورد حداقل‌ نتیجه‌ای‌ بوده‌ كه‌ به‌دست‌ آورده‌اند.

دلایل‌ موفق‌ نبودن‌ نظام‌ تضمین‌ كیفیت‌

‌ ‌هدف‌ اصلی‌ از استقرار نظام‌ تضمین‌ كیفیت‌ 9000ISO تامین‌ اعتماد و اطمینان‌ كافی‌ در مورد اینكه‌ یك‌ محصول‌ و یا خدمات‌ مشخصات‌ كیفی‌ تعیین‌ شده‌ را از طریق‌ انجام‌ یك‌ سلسله‌ عملیات‌ سازمان‌ یافته‌ و برنامه‌ریزی‌ شده‌ ارضا می‌كند است.

‌ ‌استقرار صحیح‌ این‌ نظام‌ مشتری‌ را مطمئن‌ می‌سازد كه‌ محصول‌ یا خدمات‌ مورد تقاضای‌ او به‌ موقع‌ و با كیفیت‌ خواسته‌ شده‌ در اختیار وی‌ قرار خواهد گرفت‌ و در موسسه‌ باعث‌ بهبود مستمر كیفیت‌ محصول‌ و یا خدمات، كاهش‌ ضایعات، كاهش‌ و یا حذف‌ دوباره‌ كاریها، حذف‌ احتمال‌ استفاده‌ از محصول‌ نامنطبق‌ در فرآیند سازماندهی‌ محیط‌ كار، مشخص‌ شدن‌ مسئولیتها و اختیارات‌ ، كنترل‌ و ثبت‌ عوامل‌ موثر بر كیفیت، یكنواختی‌ روش‌ انجام‌ كار و ... می‌شود.

‌ ‌سوال‌ بزرگی‌ كه‌ مدتها ذهن‌ بسیاری‌ از مدیران‌ و تصمیم‌گیران‌ را به‌خود معطوف‌ كرده‌ بود این‌ بود «آیا اخذ گواهینامه‌ استقرار نظام‌ تضمین‌ كیفیت‌ 9000ISO همیشه‌ به‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ فوق‌ منجر می‌شود؟»

‌ ‌جواب‌ متاسفانه‌ منفی‌ است! باتوجه‌ به‌ آنچه‌ در بالا ذكر شد براساس‌ مطالعه‌ میدانی‌ انجام‌ شده‌ از روش‌ انجام‌ ممیزی‌ سیستم، توزیع‌ پرسشنامه‌ و مصاحبه‌ و یا مطالعه‌ صورت‌ جلسه‌های‌ بازنگری‌ مدیریت‌ و گزارش‌ كارآموزی‌ دانشجویان‌ برروی‌ 35 شركت‌ داخلی‌ دارای‌ این‌ گواهینامه‌ نشان‌ داده، پس‌ از حداقل‌ 6 ماه‌ از صدور گواهینامه‌ در 15 شركت‌ عملاً‌ كیفیت‌ محصولات، درصد ضایعات، رضایت‌ مشتریان‌ و شاخصهای‌ فرایندی‌ تغییر معنی‌داری‌ نداشته‌ و سوابق‌ نشان‌دهنده‌ بهبود، نسبت‌ به‌ قبل‌ از اجرای‌ نظام‌ نیست، در 9 شركت‌ شكایت‌ مشتریان‌ و درصد بازگشت‌ محصولات‌ كاهش‌ یافته‌ و سوابق‌ موجود در قسمت‌ مالی‌ نشان‌ داده‌ كه‌ تا 5/1 درصد كاهش‌ هزینه‌ تولید، شامل‌ مواد مستقیم‌ و دستمزد مستقیم‌ بوده‌ است. هم‌چنین‌ درصد ضایعات‌ حین‌ فرایند بعد از اجرای‌ نظام‌ بین‌ 5/2 تا 1/9 درصد كاهش‌ یافته‌ ولی‌ در 11 شركت‌ درصد محصولات‌ برگشتی‌ بین‌ 5/1 تا 8 درصد و شكایت‌ مشتریان‌ بین‌ 4 تا 15 درصد پس‌ از اخذ گواهینامه‌ افزایش‌ یافته‌ است.

‌ ‌كاهش‌ كیفیت‌ محصول‌ و یا خدمات‌ و شاخصهای‌ فرایندی‌ در نتیجه‌ عدم‌ رضایت‌ مشتریان‌ بااهداف‌ نظام‌ تضمین‌ كیفیت‌ كاملاً‌ مغایر است‌ اما چرا در بعضی‌ از شركتها پیاده‌سازی‌ این‌ نظام‌ باعث‌ كاهش‌ كیفیت‌ شده‌ است؟

‌ ‌جواب‌ به‌طور خلاصه‌ عدم‌ اعتقاد به‌ كارآبودن‌ این‌ استاندارد، درك‌ نادرست‌ از این‌ نظام، طراحی‌ و پیاده‌سازی‌ نادرست‌ نظام‌ و میل‌ مدیران‌ شركت‌ به‌ اخذ گواهینامه‌ تنها به‌ جهت‌ تبلیغات‌ نه‌ با هدف‌ بهبود وضعیت‌ بوده‌ است.

‌ ‌تقریباً‌ در تمام‌ شركتهایی‌ كه‌ نظام‌ در آنها شكست‌ خورده‌ و در 7 شركت‌ از شركتهایی‌ كه‌ اجرای‌ نظام‌ در آنها تاثیری‌ نداشته‌ مدیران‌ و مجریان‌ هیچ‌ اعتقادی‌ به‌ مفیدبودن‌ این‌ نظام‌ نداشتند آنها یا به‌ علت‌ فشارهای‌ مدیریت‌ ارشدتر یا به‌ علت‌ تقاضای‌ مشتری‌ و یا به‌علت‌ رقابت‌ از نوع‌ چشم‌ و هم‌چشمی‌ اقدام‌ به‌ اجرای‌ این‌ نظام‌ كرده‌ بودند. در این‌ شركتها در واقع‌ 9000ISO چیزی‌ جز نمایش‌ بوروكراسی‌ نیست‌ و مدیران‌ و مجریان‌ نیز به‌ آن‌ معترفند.

‌ ‌ازنظر بعضی‌ از موسسات‌ مفهوم9000ISO عبارت‌ است‌ از نوشتن‌ یك‌ سری‌ روش‌ اجرایی‌ و دستورالعمل‌ و پركردن‌ یك‌ سری‌ برگه‌ و فرم‌ براساس‌ آنها ویا به‌طور خلاصه‌ تهیه‌ سوابق‌ بر مبنای‌ روشهای‌ اجرایی‌ و دستورالعمل‌های‌ كاری. متاسفانه‌ گروهی‌ از مشاوران‌ 9000ISO نیز دقیقاً‌ همین‌ برداشت‌ را از این‌ استاندارد دارند آنها با شعار معروف‌ «استاندار می‌گوید آنچه‌ را كه‌ انجام‌ می‌دهی‌ بنویس‌ آنچه‌ را كه‌ نوشته‌ای‌ اجرا كن» اقدام‌ به‌ تهیه‌ مستندات‌ برای‌ نظام‌ می‌كنند. این‌ مدارك‌ معمولاً‌ تنها بر اساس‌ خواسته‌های‌ بندهای‌ استاندارد بوده‌ و ازنظر سیستمی‌ ارتباط‌ منطقی‌ محكمی‌ با هم‌ ندارند و طراحان‌ سیستم‌ هیچ‌ متدولوژی‌ خاص‌ شناخته‌ شده‌ای‌ برای‌ طراحی‌ سیستم‌ به‌ كار نبرده‌اند و فقط‌ هر جا به‌ عبارت‌ «عرضه‌كننده‌ باید» در استاندارد رسیده‌اند آن‌ باید را در یك‌ روش‌ اجرایی‌ ویا دستورالعمل‌ آورده‌اند یا برای‌ آن‌ فرمی‌ طراحی‌ كرده‌اند بدون‌ توجه‌ به‌ اینكه‌ هدف‌ از این‌ خواسته‌ در استاندارد دقیقاً‌ چه‌ بوده‌ است.

‌ ‌معمولاً‌ در این‌ شركتها تعدد فرمها بسیار زیاد است‌ و برای‌ هر كار ساده‌ای‌ فرمی‌ طراحی‌ شده‌ كه‌ بسیاری‌ از این‌ فرمها موازی‌ و قابل‌ تبدیل‌ به‌ یك‌ فرم‌ هستند. به‌علاوه‌ این‌ فرمها اكثراً‌ كامل‌ نبوده‌ و قابل‌ استفاده‌ در امور روزمره‌ شركت‌ به‌ویژه‌ قسمت‌ مالی‌ نیستند. لذا برای‌ امور مالی‌ مشكلات‌ زیادی‌ را تولید می‌كند. در مطالعه‌ بر روی‌ شركتهای‌ پیش‌ گفته‌ تنها در چهار شركت‌ ارتباط‌ بین‌ قسمت‌ تولید ومالی‌ دقیقاً‌ دیده‌ شده‌ بود و فرمهای‌ مالی‌ آنها نیز تحت‌ كنترل‌ مدارك‌ بوده‌اند این‌ چهار شركت‌ بین‌ شركتهایی‌ بودند كه‌ اجرای‌ نظام‌ باعث‌ بهبود كیفیت‌ در آن‌ شده‌ بود

. ‌ ‌در تمام‌ شركتهای‌ مورد مطالعه‌ كه‌ كیفیت‌ محصولات‌ آنها بعد از اجرای‌ نظام‌ كاهش‌ یافته‌ بود تعدد فرمها (در حجم‌ و نوع‌ تقریباً‌ یكسان‌ تولید و نفرات) بسیار بیشتر از شركت‌هایی‌ بود كه‌ كیفیت‌ محصولات‌ آنها افزایش‌ یافته‌ بود.

‌ ‌نكته‌ مهم‌ دیگری‌ كه‌ تقریبا در تمام‌ شركتهایی‌ كه‌ كیفیت‌ محصولات‌ آنها كاهش‌ یافته‌ بود. مشاهد شد. این‌ بود كه‌ فرم‌ها بدون‌ توجه‌ به‌ نیازهای‌ شركت‌ و تنها بر اساس‌ نمونه‌ فرم‌های‌ سایر موسسه‌هایی‌ كه‌ موفق‌ به‌ اخذ گواهینامه‌ شده‌ بودند تهیه‌ شده‌ بود.

‌ ‌جالب‌ اینكه‌ در سه‌ شركت‌ كه‌ هیچ‌ ارتباطی‌ با یكدیگر نداشتند ولی‌ مشاور آنها یك‌ نفر بود روش‌های‌ اجرایی‌ و فرمها و روش‌ نگارش‌ دقیقاً‌ مانند هم‌ بود. دو شركت‌ از این‌ سه‌ شركت‌ جزء شركتهایی‌ بودند كه‌ كیفیت‌ محصولات‌ آنها بعد از اجرای‌ نظام‌ كاهش‌ یافته‌ بود و شركت‌ سوم‌ جزو شركتهایی‌ بود كه‌ تغییری‌ در كیفیت‌ آنها به‌ وجود نیامده‌ بود و شركتی‌ كه‌ كیفیت‌ محصول‌ آن‌ تغییری‌ پیدا نكرده‌ بود از نظر زمان‌ گرفتن‌ مدرك‌ قبل‌ از شركتهایی‌ كه‌ كیفیت‌ محصول‌ آنهاكاهش‌ یافته‌ بود موفق‌ به‌ گرفتن‌ گواهینامه‌ شده‌ بود.

‌ ‌یكی‌ از مهمترین‌ مشكلاتی‌ كه‌ سبب‌ می‌شود كه‌ استاندارد 9000ISO آن‌ طور كه‌ انتظار می‌رود كارآ نباشد تعریف‌ حدود پذیرش‌ است. در بسیاری‌ از شركتهایی‌ كه‌ هدف‌ آنها تنها اخذ گواهینامه‌ است‌ به‌منظور جلوگیری‌ از بروز مغایرت‌ حدود پذیرش‌ را (جهت‌ مواد اولیه، فرآیند، محصول‌ در جریان‌ ساخت‌ و نهایی) وسیعتر از آنچه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ كیفیت‌ قابل‌ قبول‌ لازم‌ است‌ در نظر می‌گیرند. این‌ مسئله‌ تاآنجا پیش‌ رفته‌ كه‌ در یك‌ شركت‌ مواد اولیه‌ و محصول‌ ضایع‌ نیز پذیرفته‌ می‌شد!

‌ ‌این‌ مسئله‌ در مورد بازرسی‌ و آزمون‌ نیز مصداق‌ دارد به‌ این‌ صورت‌ كه‌ بعضی‌ از شركتها كه‌ بعضی‌ از تجهیزات‌ اندازه‌گیری، بازرسی‌ و آزمون‌ لازم‌ را كه‌ بر كیفیت‌ محصول‌ تاثیر دارند را در اختیار ندارند اساساً‌ آن‌ بازرسی‌ و آزمون‌ را در لیست‌ اندازه‌ گیری، بازرسی‌ و آزمون‌ خود وارد نمی‌كنند و اگر ممیز در آن‌ صنعت‌ تخصص‌ نداشته‌ باشد شركت‌ به‌راحتی‌ موفق‌ به‌ گرفتن‌ گواهینامه‌ می‌شود.

‌ ‌در مطالعه‌ انجام‌ شده‌ براساس‌ تحقیق‌ انجام‌شده‌ در 8 شركت‌ از شركتهایی‌ كه‌ كیفیت‌ محصول‌ آنها تغییری‌ نكرده‌ بود حدود پذیرش‌ وسیعتر از حد لازم‌ تدوین‌ شده‌ و در 10 شركت‌ از این‌ شركتها آزمایشهای‌ لازم‌ به‌اندازه‌ كافی‌ تعریف‌ نشده‌ بود.

‌ ‌این‌ تعداد برای‌ شركتهایی‌ كه‌ كیفیت‌ تولیدات‌ آنها كاهش‌ یافته‌ بود به‌ترتیب‌ 6 و 8 بوده‌ در حالی‌ كه‌ برای‌ شركتهایی‌ كه‌ كیفیت‌ آنها بهبود داشته‌ این‌ تعداد به‌ترتیب‌ 2 و 4 بوده‌ است.

‌ ‌اما مساله‌ جالب‌ اینجاست‌ كه‌ شركتهایی‌ بودند كه‌ از نظر تجهیزات، مدارك‌ و نظام‌ وضع‌ نسبتاً‌ خوبی‌ داشتند ولی‌ اجرای‌ نظام‌ در آنها موفقیت‌آمیز نبود! در بررسی‌ انجام‌شده‌ مشخص‌ شد در این‌ موسسه‌ها پرسنل‌ و به‌ویژه‌ مسئولان‌ به‌گمان‌ اینكه‌ بااجرای‌ این‌ نظام‌ و آنها از آن‌ پس‌ تنها مسئول‌ انجام‌ یك‌سری‌ وظایف‌ تولیدی‌ و یا كنترلی‌ براساس‌ مدارك‌ معتبر در سازمان‌ و پركردن‌ یك‌سری‌ فرم‌ هستند و مسئولیت‌ آنها باانجام‌ این‌ امور تمام‌ شده‌ است‌ عملاً‌ در اجرای‌ بخشی‌ از وظایف‌ خود كوتاهی‌ می‌كنند. به‌این‌ صورت‌ كه‌ مشكلات‌ و مغایرتها را تنها گزارش‌ می‌كنند و خود، كاری‌ جهت‌ رفع‌ آنها انجام‌ نمی‌دهند و از آنجا كه‌ مدیران‌ سطح‌ بالا كه‌ معمولاً‌ دریافت‌كننده‌ این‌ گزارشها هستند به‌علت‌ مشغله‌كاری، دیر به‌ این‌ موارد رسیدگی‌ می‌كنند و یا مهارت‌ لازم‌ را در رسیدگی‌ به‌ امور و یا آن‌ سری‌ از مشكلات‌ كاری‌ ندارند. عملاً‌ اقدام‌ موثری‌ برای‌ رفع‌ مشكل‌ به‌عمل‌ نمی‌آمد. برای‌ مثال‌ در 4 شركت‌ از شركتهایی‌ كه‌ مدارك‌ خوبی‌ داشتند ولی‌ اجرای‌ نظام‌ در آنها موفقیت‌آمیز نبود اصولاً‌ مدیران‌ گیرنده‌ گزارشات‌ هیچ‌ تخصصییی‌ مدیر كارخانه‌ و مدیر تولید كه‌ می‌باید طبق‌ دستورالعملها در مورد بروز مشكلات‌ دستور صادر می‌كردند مهندس‌ برق‌ بودند و سابقه‌ كار كمی‌ در آن‌ صنعت‌ داشتند و كارشناسان‌ خط‌ نیز بااین‌ بهانه‌ كه‌ طبق‌ مدارك‌ ما تنها مسئول‌ گزارش‌ مشكل‌ و انجام‌ دستورات‌ مدیر هستیم. عملاً‌ نه‌ نظر كارشناسی‌ می‌دادند و نه‌ خود راساً‌ اقدامی‌ می‌كردند در حالی‌ كه‌ قبل‌ ازاجرای‌ نظام، كارشناسان‌ در صورت‌ بروز مشكل‌ خود سریعاً‌ اقدام‌ به‌ رفع‌ آن‌ می‌كردند و مشكلات‌ و مغایرتها در كمترین‌ زمان‌ حل‌ می‌شد. متاسفانه‌ در این‌ 4 شركت‌ تعداد مجوز ارفاقی‌ صادر شده‌ بسیار زیاد بود.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : م؟و؟ح؟؟... د؟ر؟ا؟

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • اگر بار دیگر فرصت انتخاب داشتید باز هم پیام نور و رشته صنایع را انتخاب می کردید ؟




نویسندگان